السيد محمد حسين الطهراني

36

معاد شناسى (فارسى)

بنماياند ، زن كه زينت مىكند ، گيسوان و چهرهء خود را مىآرايد ، دست بند و گردن‌بند و گوشوار مىبندد براى آنست كه معايب خود را نيكو جلوه دهد يا بر حُسن خود بيفزايد ؛ و چون داراى حسن واقعى نيست و زينت داراى حُسن است ، با زينت نمودن ، ديدهء ناظر را از زشتى خود و نارسائى حسن خود معطوف به حسن زينت مىكند و در نتيجه شخص ناظر ديده‌اش از نظر به صاحب زينت و إدراك زشتى او به حسن زينت منعطف مىشود و بالمآل و المجاز صاحب زينت را نيكو و حَسن مىيابد . اگر دست زن به اندازه‌اى داراى حسن و زيبائى باشد كه از زينت دست بند و انگشترى بى نياز باشد ، هيچگاه زن به خود دست بند نمىبندد و انگشترى به انگشت نمىكند و سينه و بازوان و گوش خود را به بازوبند و سينه بند و گوشوار نمىآرايد ، زيرا در اين صورت اين قبيل زينت‌ها مانع جلوهء حُسن و طراوت خدادادى او شده و جلوى نيكوئى او را مىگيرد و زينت ديگر عنوان زينت ندارد . پس استعمال تمام اقسام زينت براى برگردانيدن نظر صائب از واقع و متن امر به جهات اعتبارى و نسبت‌هاى ناروا و مجازى است . و در حقيقت زينت يعنى خدعه و گول و نهادن دام گسترده و حيله براى انعطاف افكار و گرايش به سوى زيبائيهاى مجازى ؛ و همين است معناى غرور . دنيا خانهء زينت و دار غرور است يعنى انسان را گول مىزند ، اعتباريّات فانيه در نظر انسان به صورت حقائق واقعيّه جلوه نموده و براى بدست آوردن آن حقائق انسان گرفتار دام هوس و